۱۳۹۰ آبان ۴, چهارشنبه

تفاوتهای فرهنگی در فرانسه

در ادامه تفاوتهای فرهنگی که در فرانسه دیده ام اینبار قصد دارم دو حالت مختلف در مورد دو همکار در یک اتاق را توضیح بدهم. در اولین حالت یک ایران ی (من) و یک فرانسوی در یک اتاق مشترک کار میکردیم. سال دوم و با فارغ التحصیلی همکار فرانسوی من اتاق خودم را عوض کردم. در حالت دوم یک ایران ی (من) با یک هند ی در یک اتاق کار میکردیم . 
اوایل تصور میکردم که همکار فرانسوی من خیلی حساس هست و قواعدی که انتظار داره توی اتاق مشترک رعایت بشه بیش اندازه سخت گیرانه هست. اما وقتی در سال دوم با یک همکار هند ی در یک اتاق کار کردم، متوجه شدم که یکسری از قواعد باید در یک اتاق مشترک تعریف بشه و نمیشه انتظار داشت که هر کسی خودش مراعات حال دیگری را بکنه. 
اما لیست تفاوتهای فرهنگی در دو حالت فرانسوی و ایرانی :‌

یک ایران ی و یک فرانسوی
اولین تفاوت زمانی مشخص شد که موبایل من زنگ خورد و از نظر دوست فرانسوی من صدای زنگ موبایل من زیاد بود و از من خواست که مومبایل را روی حالت بدون زنگ (ویبره) بگذارم. بعد از آنهم حتی صدای ویبره موبایل من برای اون زباد بود.
دومین تفاوت این بود که همکار فرانسوی من اگر قرار بود با کسی تلفنی صحبت کنه (مثلا زمانیکه قرار بود یک مصاحبه تلفنی با شرگت گوگل داشته باشه)، همیشه قبلش به من اعلام میکرد که چه زمانی قراره اینکار انجام بشه. در ضمن این زمان همیشه بعد از ساعت ۶ عصر بود بطوریکه مزاحم کار من نشه.
سومین تفاوت این بود که همکار فرانسوی من هیچگاه با موبالش توی اتاق صحبت نکرد. هربار که موبایل زنگ (میبره) میزد  بلند میشد و میرفت در جاییکه صداش کسی را اذیت نکنه.

تفاهم اول :‌معمولا توی اتاق غذا نمی خوردیم و در موراد استثنا هم معمولا زمان غذا خوردن کسی صدای نمی داد.

بعد از یکسال کار کردن منهم عادت کردم که صدای زنگ موبالم را قطع کنم و در اتاق تلفنی صحبت نکنم.

یک ایران ی و یک هندی
در سال دوم به اتاق جدیدی رفتم و با یک هندی همکار شدم.
تفاوت اول این بود که اصولا همیشه با تلفن در اتاق حرف می زد. خوب طبعا برای من جدید بود و منهم تصمیم گرفتم توی اتاق از تلفن استفاده کنم. اما مشکل این بود که اولا همیشه باصدای بلند حرف میزد و دوم اینکه تعداد تماسهای تلفنی و مدت زمان صحبت  ما با هم قابل مقایسه نبود. همکار هندی من روزانه چند بار با دوستانش توی هند صحبت می کرد. علاوه بر این روزانه دوبار با مادرش که همراه اون به فرانسه اومده بود صحبت میکرد. 

تفاوت دوم این بود که همکار هند ی من زمانیکه می خواست روی برنامه ای  کار کنه همیشه یک آهنگ هند ی را زمزمه میکرد و طبعا من نمی توانستم تمرکز لازم را روی کار داشته باشم.

تفاوت سوم این بود که همکار هند ی من که وجترین بود همیشه توی اتاق غذا می خورد و معمولا با سر و صدای زیاد. در انتهای غذا هم حتما باید بمدت نیم ساعت باد گلوی تولید میکرد و گازهای اضافه معده را خالی میکرد (از دهان). 

تفاوت چهارم این بود که در هفته چند روز همکاران همکار هند ی من به اتاق ما می آمدند و در مورد کارهای انجام شده و برنامه های آینده صحبت میکردند. اینکار معمولا ۲ ساعت طول میکشد.  این مشکل در زمانهای نزدیک به ارسال مقاله خیلی بیشتر میشد. 
در حالیکه  سوپروایزر من (زمانیکه نیاز داشتیم صحبت کنیم) همیشه از من می خواست که به اتاق اون برم تا مزاحم همکار هند ی ام نشم. 

۱ نظر:

  1. درود

    خیلی جالب بود می شه کاملا با شما همذات پنداری کرد
    به قول انگلیسی زبانها make sense

    پاسخحذف

چاپ مطلب